دلارام |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
او خواهد امد
توری تابستان و تحمل تشنگی را
پر از عطر اب و خنکای خدا خواهد کرد.
خجالت خاموش دروغگویان را خواهد بخشید
همه پرده های دریده را خواهد دوخت
همه پنجره های رو به افتاب را خواهد گشود
و حتا
هجاهای کهنه را خواهد شست.
من دست هایش را دیده ام
دست هایش پر از تیله های نبات و
طعم ترانه و ذرات روشن نور است...
| لینک | یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٥ - Del-Araam |
خواب
خوابم نمی اید.کجای قصه بودیم که این همه روز از تو خبری نیست؟نکند به خواب دیگری رفته باشی؟من هیچ دنبال تقویم نمی گردم.... انقدر می نشینم تا خورشید بیاید و شعری بی قافیه را زمزمه کند.کجای قصه بودیم؟می خواستم در پیراهنت بخوابم و صبح را در بلور واژه هایت ببویم...شاید.| لینک | شنبه ۸ مهر ۱۳۸٥ - Del-Araam |

